تبليغاتX
جامعه سیاسی

مدتی است که از سوی برخی از افراد سیاسی کشور مسائل عجیبی مطرح می شود.مسائلی مانند((طرح برون رفت از وضعیت فعلی و یا طرح وحدت بین گروه های غائله آفرین پس از انتخابات و نظام و ...)) در مورد این مسائل و موارد مربوط به آن نکاتی قابل ذکر است:

                     

۱- پس از انتخابات باشکوه ۲۲ خرداد و خلق حماسه بی نظیر ۴۰ میلیونی ملت و رای ۲۴ میلیون و نیم به دکتر احمدی نژاد افرادی که تا قبل از آن ندای دموکراسی سر می دادند شروع به ساختارشکنی و کشاندن هواداران خود به خیابان ها کردند که حوادث پس از آن پیش آمد و منجر به وارد آمدن خسارات عظیم به کشور شد.پس از آن درایت و تدبیر مقام عظمای ولایت و هوشمندی مردم ولایی تهران به تدریج از مسائل و حاشیه ها کاسته شد و مردم صف خود را از اغتشاشگران و افراد مخل امنیت جامعه جدا کردند.به راستی اگر تدابیر حکیمانه مقام معظم رهبری در این حوادث نبود اکنون کشور در چه وضعی قرار داشت؟

                                                   

۲- در حوادث پس از انتخابات ۲ نامزد شکست خورده جبهه اصلاحات و رهبر اصلی آن ها نقش عمده ای داشتند. جناب آقای موسوی با دادن بیانیه های عجیب و ساختارشکن خود و دعوت به برپائی تظاهرات خیابانی غیرقانونی و شرکت خود وی در برخی از آن ها و همچنین طی نکردن مسیر قانونی عملا مسئول بسیاری از این حوادث می باشند.ایشان با ادعای تقلب افسانه ای ۱۱ میلیونی سعی داشت تا شکست سنگین خود را توجیه کرده و همچنین بتواند اقدامات نابه جای خود را همچنان ادامه دهد.وی عملا مسئول بسیاری از خون های ریخته شده در حوادث پس از انتخابات می باشد که حاصل بی توجهی و بی اعتنائی وی به قانون و بیانات راهگشای مقام معظم رهبری بود. ادعای دروغ کشته شدن ۷۲ نفر و شرکت در مجالس ترحیم افراد زنده و در قید حیات برای ادامه نافرمانی از قانون و مقام ولایت تنها بخشی از اقدامات ناپسند و قانون گریزانه ایشان می باشد.دعوت به شرکت جنبش ناکام سبز در روز قدس و شرکت خود ایشان در بین این جمعیت که شعارهای وزارت خارجه اسرائیل مانند ((نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران و یا مرگ بر روسیه )) را سر می دادند از اقدامات دیگر ایشان بود که البته با توجه به تعداد جمعیت شرکت کننده به عنوان جنبش سبز ناکامی مطلق ایشان کاملا هویدا و مبرهن بود.

                      

۳- آقای کروبی که در انتخابات ۲۲ خرداد شکست مفتضحانه ای از ملت خورده و در بین ۴ نفر ۵ شده بودند(آرای ایشان کمتر از آرای باطله بود!) پس از این شکست مفتضحانه و ازبین رفتن اعتبار چندساله شروع به طغیان علیه نظام کرده و با شرکت در چند تظاهرات غیرقانونی پس از انتخابات و زدن نسبت های ناروا و ناجوان مردانه به نظام اسلامی سعی کردند تا سنگینی شکست خود را از اذهان پاک نمایند. به راستی چرا ایشان با آن سابقه انقلابی خود دست به این اقدامات اخیر زد؟  تهمت تجاوز جنسی به بازداشت شدگان را حتی خبیث ترین دشمنان نظام هم مطرح نکرده بودند اما ایشان با وقاحت تمام آن را مطرح ساخت و جالب تر این که وقتی کذب بودن تمام ادعاهایش ثابت شد باز هم حاضر به عذر خواهی از ملت نشد.متاسفانه ایشان قدم در راهی گذارده اند که عاقبتی همچون عاقبت منتظری در انتظارشان است که امام در رنجنامه خود خطاب به منتظری فرمود: (( از آن جا که ساده لوح هستید و سریعا تحریک می شوید در هیچ کار سیاسی دخالت نکنید.شاید خدا از سر تقصیرات شما بگذرد.صحیفه نور جلد ۲۱ صفحه ۳۳۱)). آقای کروبی! از این سرنوشت بترسید واز آن عبرت بگیرید!

                         

۴- در مورد رهبر اصلی جبهه اصلاحات یعنی محمد خاتمی همین بس که ننگ دیدار با طراح انقلاب های مخملی در دنیا یعنی جرج سوروس به اندازه ای زیاد است که با هیچ اقدامی جبران نمی شود. ایشان که در ابتدا سعی در تکذیب این دیدار داشت با افشاگری خود جرج سوروس مواجه شد تا ملت ایران متوجه خیانت عظیم وی به کشور و آرمان های امام راحل و شهدای عزیز شوند. هرچند که ملت در انتخابات ۲۲ خرداد جواب خود را به آقای خاتمی داده بودند اما با افشای دیدار وی با جرج سوروس که طراح انقلاب های رنگی و مخملی در دنیا محسوب می شود نقاب از چهره آقای خاتمی و افکار ایشان افتاد و حال بهتر می توان متوجه اقدامات نابه جای ایشان در دوران ریاست جمهوری و به ویژه در مسائلی مانند انرژی هسته ای و مسائل فرهنگی کشور شد.شرکت ایشان در راهپیمایی روز قدس و در میان جمعیت شعاردهنده ((نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران)) مورد دیگری از افکار و اندیشه های ایشان را نشان می دهد در حالی که ایشان در این مدت دائم از خط و راه امام دم می زد اما توضیح ندادند که امام راحل کی و در کجا بیان فرمودند که در روز قدس به جای شعار علیه اسرائیل غاصب شعار انحرافی سردهید و از سایت وزارت خارجه اسرائیل و رسانه های وابسته به آن شعار دریافت کنید؟

۵- حال به چه دلیل باید با این افراد وحدت برقرار کرد؟ افرادی که به عنوان فرماندهان آشوب ها و حوادث پس از انخابات ریاست جمهوری باید در دادگاه صالحه پاسخگوی اعمال خود باشند. به راستی وحدت حول چه محوری امکان پذیر است؟ مگر نه این که وحدت باید حول محور قانون و راه امام و پیروی از ولایت مطلقه فقیه باشد؟ آیا این حضرات به این موارد اعتقاد دارند؟ اگر به این موارد اعتقاد دارند پس چرا در حوادث پس از انتخابات ذره ای از این اعتقاد را نشان ندادند؟ به نظر می آید که طرح وحدت با افراد درگیر در مسائل پس از انتخابات به این دلیل است که اولا آن ها از اعمال مجرمانه و جرم های سنگینی که علیه کشور و نظام انجام دادند رهایی پیدا کنند و ثانیا با فراغ بال به اقدامات خود علیه کشور و نظام ادامه داده و در انتخابات های دیگر هم به نوعی زهر خود را بریزند. پس پرواضح است که وحدت با چنین اشخاصی به هیچ عنوان درست و صحیح نمی باشد. کسانی که به طور صریح از سوی آمریکا و اسرائیل حمایت می شوند و از این حمایت هیچ نوع احساس شرمندگی و اعلام برائت نمی کنند باید در محضر دادگاه محاکمه شوند نه آن که با طرح وحدت انحرافی تبرئه شده و اعمال مجرمانه خود را ادامه دهند. امید است که مسئولان و به ویژه دستگاه قضایی به وظیفه خطیر خود در این راه عمل کند.

نوشته شده توسط محسن فاطمی در چهارشنبه 15 مهر1388 ساعت 11:33 | لینک ثابت |
 
business articles